
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() مدح حضرت زهرا سلاماللهعلیها در بخشش سه روزه افطار خود به فقیر و یتیم و اسیر
عـطـر بـهـار از جـانـب دالان میآید دارد صدای خـنـده از گـلـدان میآیـد این کوچهها را آب و جارو کرده باران این اولین روزیست که مهمان میآید این اولین روزیست که افطار خود را دادی به آن مسکین که در قرآن میآید حـالا دوبـاره بـوی نـان پـیـچـیـده اما دارد یتـیـمی خسته، سرگردان میآید مثل گـلـوبـنـدت اسـیـری را رهـا کن امشب اسیری بیسر و سامان میآید از برکت نانی که بخـشیدید، هر سال بـر خـاک گـنـدمزار ما بـاران میآید شیراز، قم، مشهد، خدا را شکر بانو عـطـر تو از هر گـوشۀ ایران میآید هرگز نمیگـنجـیـد در وصف قـلـمها مدح شما در سـورۀ انـسـان میآید...
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با حضرت زهرا سلاماللهعلیها
خدا نوشت به اسم شما سپـیـدهدمـان را و آفـرید به نـام شـما زمین و زمـان را نوشته بود خـدا پیـش از آفـریـنـش دنیا به مهر حضرت صدّیقه آبهای روان را به قلب پاک شما ریخت چشمههای یقین را ز کنه ذات شما دور ساخت حدس و گمان را همیـشههای خـداونـد بودهاید از آن رو که آفـریـد به پـاس شما تمـام جهـان را اشارتیست به دست همیشه سبز شماها بهارتان که ندیدهست رنگ و بوی خزان را به اسم اعظم زهـرا گشودهاند رسولان اگر به معجزهای قفل دردهای نهان را در این همیشه که غربت نشسته بر سر عالم سپـردهایم به دستـانـتـان دل نگـران را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با حضرت زهرا سلاماللهعلیها
مریم به جز تو اُسوۀ دیگر نداشته است صبری شبیه صبر تو هاجر نداشته است راز حدیث قدسی لولاک؛ چیست؟چیست؟ اینکه جهانِ بی تو پیـمـبر نداشته است «إنـا لَحـافـظـون» خـدا را تـویی دلـیل انجیلِ دست خورده که کوثر نداشته است این اعـتـقـاد شـاکـلـۀ مـذهـب من است شیعه به غیر فاطمه مـادر نداشته است اسـلام بی ولای تو و بـغـض دشـمـنت مثل پـرنـدهای شده که پَـر نداشته است این ارث مادر است که زینب دو چشم را یک لحظه از امام خودش برنداشته است *إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ (سورۀ حجر، آیه ٩)
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با حضرت زهرا سلاماللهعلیها
سلام صبحترین صبحِ نابِ عالمِ امکان! نبوده پیش و پس از تو به غیر شام غریبان سلام جلوهٔ ذات خدا و طورِ هو النّور! سلام عصمتِ محض و سلام ذاتِ درخشان! نماز برده تو را هل اتی و کوثر و تطهیر همیشه مـستِ تو است آیه آیه آیهٔ قـرآن تـمـامِ آیـنـههـای شـکـوهِ فــضـلِ الـهـی ظهـورِ پـاکِ تو را بودهاند آینـهگـردان اگر به چشمهٔ باران، غبارِ چشم بشویند به شست و شوی خود آمد به سوی چشم تو، باران اگر به شانهٔ کوه، ابرها به گریه میافتند به شـانهٔ تو بگـریـند کـوههای پـریشان عـلیست آیـنـهٔ حق، عـلیست آیـنهٔ تو چه رازی وُ چه بگوید زبانِ گنگِ من از آن؟ دچارِ لطفِ توأیم و علی و احمد و آلش کسای مِهرِ تو بـادا همیشه پرچم ایران
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
اول دفــتــر بـه نــام خــالــق اکـبـر آنکـه سِـزَد نــام او در اولِ دفــتــر خویش مگر وصف خود کند، که ثنایش هست زِ ادراک واصفان، همه برتر نکتهای از قدرتش بس، اینکه بگویم اوست علیآفـرین و فـاطـمه پرور! عـصـمـت کُـبری ولـیـةاللَّهِ عُـظـمی قُــرّةُ عَـیـنِ الـنـَّبـی حـبــیــبــۀ داور ای به مَثَل بیمَثَـل چو ایـزدِ یـکـتـا ایـزد قَــیـّوم را تـو نــورِ مُـصـوَّر! شـــأن تــو در إنَّــمــا وَلِــیّــُکُــم الله با حق و با احمد و عـلیست برابر چشم و چراغت دو گوشوارۀ عرشاند راحت جانت دو نازدانه، دو دخـتر از پی «قالوا بلی» وِلای تو زهـرا عرضه بر ارواح انبیا شده یکسر چشم همه انس و جن به درگه لطفت دیدۀ کَرُّوبیان چو حلـقه، بر این در تـا که خـدا فـخـر آورَد به مـلائـک جانب محـراب خیز و روی بیاور! در عجب از عِلم تو عـلی، ولی الله مـفـتخر از دسـتبـوسیِ تو، پیـمـبر حبل متینِ هزار عارف و عامیست هر نخی از چادرت به عرصۀ محشر لب به شـفاعت تو باز کن که نمـانَد جـای شـفـاعـت برای شـافـع دیگـر بهر شفاعت، تو را بس است در آنروز دست اباالفضل و خون محسن و اصغر هر که پنـاهـش تویی، پـناه دو عالم وآنکه شفیعش تویی، شفیع به محشر حـضـرت باقـر برای چارۀ هر غـم نـام تـو مـیبُـرد بـر زبـان مـطـّهـر خـانـۀ تو، کـعـبـۀ امـیـد سه حـجـّت بیت تو، معراج صبح و شام پیـمبر ای زن مـردآفـرینِ عـالَـم هـسـتـی! وی ز دل و جان گذشته، در ره همسر کـشـتــۀ راه خــدایـی و هــدفِ تــو امر به معروف بود و نهی ز منکر مدح تو ارزندهتر ز خواندن هر ذِکر داغ تو سوزنـدهتـر ز هر غـم دیگر ای دل ما در هوای قـبر تو سوزان قـبر تو و اسـم اعـظـم است بـرابـر
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با حضرت زهرا سلاماللهعلیها
ای بـهـشتِ قُـربِ احـمد، فـاطمه! لـیـلــةالــقــدر مـحــمـد، فـاطـمـه! ای خـدا مـشـتـاقِ یـا رب یـا ربت ای ســلام انــبــیــا بــر زیــنـبـت عـالـم خـاکی، مـحـیـط غــربـتـت آفـریـنـش، گـشـته گم در تـربـتت کـاروانِ دل، روان در کـوی تـو قـبــلــۀ جــان مـحــمـد، روی تـو مـشـعـل شـبهـای احـیـای عـلـی نـقـش لبـخـنـدت مـسـیـحـای علی خلق عالم، سائل و روزیخورت لیف خـرما وصـلـههـای چـادرت ای سه شب بیقوت و، از قوت تو سیر هم یـتـیـم و هم فـقـیـر و هم اسیر وحی، بـی ایـثـار تـو کـامـل نـشد هـل اتی، بـینـان تـو نـازل نـشـد آن که خـاک مـقـدمـش جـان همه گـفت: جـان مـن، فـدای فـاطـمـه! ای که در تصویـر انسان زیستی کـیستی تو؟ کـیستی تو؟ کیـستی؟ فوق هر تعریف و هر تفـسیر هم پــاکتــر از آیــۀ تــطــهــیـر هـم ای سـجـود آورده بر پـای تو سر ای خـدا هم از نـمـازت مـفـتـخـر مرتضی را محو صحبت کردهای غرق در دریای حـیرت کـردهای مدح تو کی با سـخـن کـامل شود وحـی بـایـد بـر قــلـم نـازل شـود آســمــانـی هـا مـسـلـمــان تــوأنـد بــنــدۀ مـقــداد و سـلــمـان تـوأنـد آنچه هست و نیست فیض عام توست خوشترین ذکر امامان، نام توست از نـبی تا حـضـرت مهـدی، همه ذکـرشـان یا فـاطـمـه یـا فـاطـمـه ای گـدا با کـوه غـم، خـرسـنـدِ تو حـلِّ صد مشکـل ز گـردنـبـنـدِ تو شمع جمع اهل محشر چهر توست مُهر هر پرونده مُهر مِهـر توست جز تـولای تو دستآویـز نـیـست بی تو رستاخیز، رستاخیز نیست دستـگـیـر خلـق در مـحـشر تویی منـجی و بـخـشـنـده و داور تویی محشر از فیض تو گـلباران شود عـفـو، مـشـتـاق گـنـهکـاران شود صحنۀ محشر همه پابست توست اخـتیار نار و جـنت دست توست مِهر تو روز قیامت هستِ ماست ریشههای چادرت در دست ماست روز محشر کار ما با فـاطمهست نـقـش پـیـشـانی ما یا فـاطـمهست بیکسیم و جز تو ما را نیست کس روز وانـفـسـا تـو را داریم و بس از کـرامـت بـر جـبـیـن مـا هـمـه ثـبت کـن «هـذا محبُ الفـاطـمه»
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
تمام "عشق" خطی از کتاب فاطمه است و نـور ذرهای از آفـتـاب فاطمه است! به اسـتـنـاد بـیـانـات سـیـزده مـعـصوم بهشت هشت درش جمله باب فاطمه است! بـرابـر پــدر خــاک، مـــادر آب اسـت امیـر کل جهـان بـوتـراب فاطمه است شروع نهـضت سـرخ مـدافـعـان حـرم میان کوچه و از انـقـلاب فـاطمه است کدام کوچه؟ همان کوچهای که کفر در آن شکست خوردۀ فصلالخطاب فاطمه است خوشم که شیعهام و چشم من به روز حساب به ذرهپـروری بیحساب فاطمه است!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با حضرت زهرا سلاماللهعلیها
یـاس یـاسـیـنی و سرسلـسـلۀ سـاداتی بـانـوی هر دو جـهـان، سیّدۀ جـنـّاتی کوثـر و قـدر بُوَد جلوهای از منزلتت روح قــرآنـی و تـفـسـیـرگـر آیــاتــی والضحی نور مناجات و نماز شب توست از زمین تا به سماوات برین مشکاتی در مدیحت سخن بضعةُ منّی گویاست نه همین دختر و مادر که نبی مرآتی جلوۀ نور تو در چشم علی رنگین بود پـنج نـوبت نه، که مهـر همۀ اوقـاتـی سـبب خـلـقـت این عـالـمی و میدانـم نرسد عقـل به درکـت، که الهی ذاتی سائلی دست تهی از درِ آن خانه نرفت که کرمخانۀ جـود و کرم و خـیـراتی روح ایثـار تو جان بر تن اسلام دمید که در آئـیـنـۀ تـوحـیـدپـرسـتی مـاتـی نه در امروز که چشم همه در حشر به توست از ازل تـا به ابـد قـبـلـهگـه حـاجـاتـی فیض نور نظرت را ز«وفایی» تو مگیر تا بگـویـند که امـضـاگـر این ابـیـاتی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها
ای بهشت از نور رویت، دلپذیر خوبیات در هر دو عالم بینظیر از دعایت ابر غـفـران، اشکریز از دعایت، بحر رحمت، موجخیز کن دعا، تا مردمان، یکرو شوند تا ملائک، جـمـله آمـیـنگـو شوند کن دعـا، ای عرش اعـلیٰ پایهات پیش از اهل خویش، بر همسایهات گر نمیگـفت از تو هـمسر یا پدر کس نبود از حَسب حالت، با خبر چون پیمبر را به رو، در، وا کنی شـرم از مـهــمـان نـابـیـنــا کــنـی تـاول دسـتــان کــاری، پـنــد تــو خـطِّ بـنـد مـشـک، گـردنـبـنـد تــو روح ایـمـان دیـدۀ بـیـدار تـوسـت با یـتـیـمان مهـربـانی کـار توست در جهان، تسبیحت ای نیکوسرشت خلق را یک در، ز درهای بهشت از غـمـت ای پـیـش حق، با آبـرو ابـر بـغـضی تـلـخ، دارم در گـلـو بـغـضم آیـا از حـدیث کـربـلاست یـا ز یـادِ دردِ پـهـلـوی شـمـاست؟ در دلم این بغـض غـوغـا میکـند آخـرِ این شـعـر، سـر، وا میکـند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
وحی، خـیـرالنـساش میگـوید خود مدیـحـش خداش میگوید آنکه وحی است منطقش صد بار "جـان بـابـا فـداش" مـیگـویـد مـصـطـفی بر جـلال او قـائـل مـرتـضی از وفـاش میگـویـد در تکـامـل کـمـال، حـیـرانش نقص، از خود جداش میگوید کـعـبـه آئـیـنـهدار رخـســارش مـروه هم از صفـاش میگوید وحی حق را ز بعد ختم رسل جـبـرئـیـل از بـراش میگـوید روز از کارِ خـانه و دسـتـاس نـیـمهشب از دعـاش میگـوید کـوه از بـار درد او به سـتـوه ابـر از گـریـههـاش مـیگـویـد وصف او گرچه گفـتهاند بسی آنچه شـاید، نگـفته است کسی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
به نـام نـامی زهـرا، به نـام مـادرهـا سـلام مـا بـه امــام تــمــام مــادرهـا که فـاطـمهست هـمیـشه امام مادرها به لطف فـاطـمه هستم غـلام مادرها غـلام خـانۀ زهـرا حـسابـمان کردند برای نوکـریاش انتـخـابـمان کردند هزار شکر، نوشـتـند نوکـرش باشیم هزار شکر که گـفـتـند قـنبرش باشیم گـدای خـانـۀ او تا به آخـرش بـاشـیم اجـازه داد به ما، حـلـقۀ درش باشـیم به روی شانۀ خود دست رحمتی داریم غـلام فـاطـمهایم و چه عـزّتی داریم بهـشت زیر قـدمهای مـادرانۀ اوست بهشت گـوشۀ دنجی ز آشیانۀ اوست بهشت زمزمههای شب و شبانۀ اوست بهشت گرمی نان و تنور خانۀ اوست قسم به گردش دستاس و گرمی نانش نشـسـتهایم سـر سـفـرههای احـسانش تـنور عـالـمیان گرم شد به برکت او شدند خـلق، خـلائق همه به عـلت او قسم به شوکت زهرا، قسم به عزت او به عرش و فرش میارزد فقط دو رکعت او سلام ما به قیام و قعـود و یا رب او سلام ما به قنوت و به سجدۀ شب او به حب فاطمه اینجا که راهمان دادند ثـواب کوه به یک ذره کاهمان دادند به زیر چادر زهـرا، پنـاهـمان دادند برات اشک به غمهای شاهمان دادند شدیم گریهکنِ روضۀ حسین و حسن یکی بدون حرم شد، یکی بدون کفن
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
هر که با زهراست احساس سخاوت میکند «مور این وادی سلیمان را ضیافت میکند» فرشیان نه، عرشیان هم رو به او میایستند در میان خـانهاش وقـتی عـبادت میکند مرتضی بر فاطمه یا فاطمه بر مرتضی! کیست که بر دیگری دارد امامت میکند؟! هرچه مولا مدح خود را کرد، مدح فاطمهست آیـنه از شـأن هـمـتـایش حکـایت میکند روز محشر که بیاید کار دست فاطمهست مرتضی میایستد، زهـرا قیامت میکند رشتهای از چادرش هم دست ما باشد بس است رشتهای از چادرش؟! آری شفاعت میکند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها
سـلام فـاطـمـه، ای جـلـوۀ شـکـیـبـایـی که نور حُسن تو جان میدهد به زیبایی تویی تو روح ولایت به هر ولی، سوگند تویی تو عصمت یکتا، قسم به یکـتایی ز خاک پای تو جوشد افـاضۀ ملکـوت ز آســتــان تـو خــیــزد بـهــار دانـایـی هرآن که را تو شفاعت کنی به روز جزا سـزد شـفـیـع قـیـامـت شـود به تـنهـایی بهـشت عـاشق آن کس که سائل تو بوَد کـه سـائـل تـو بـوَد کـیـمـیــای دارایـی نبی که دست تو بوسیده، پس روا باشد که خـاکِ پای تو بوسد سپـهـر مـیـنایی ز کور چهره بـپـوشی که نـشنود بویت الا! حـیـای مـجـسـم! فــروغ بـیـنـایـی! نـگـیـن فـضـۀ تـو خــاتــم سـلـیـمــانـی نـگـاه بــوذر تـو مـعـجـز مـســیـحـایـی قـلـم گـذاشـته تا سر به صفـحـۀ تـاریخ تو را سـتـوده به مـظلـومی و تـوانـایی چرا به گریه چنین خو گرفتهای زهرا؟ الا ز خـنـدۀ تـو عـشـق را شـکـوفـایـی حریم خانهات آنجا که مکتب وحی است کجا و حـمـلـۀ سنـگـیندلانِ هـرجـایی؟ علیست باخبر از ماتمت که میسوزد ز داغ گـل، جگـر لالـههای صحـرایی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها
چکیدۀ گل رخسار مصطفی زهراست عصارۀ نفـحات خوش خـدا زهراست سـلالـۀ خـلـف خـتـم مـرسـلـین یـعـنی خـلاصـۀ همه آیـات انـبـیـا زهـراست زلال نـور رسالت در او نمایان است چرا که آیـنۀ مـصـطـفینـما زهراست کسی که ذکر دعایش میان هر دو نماز شدهست ورد زبان فرشتهها زهراست گلی که باغ شهادت از او به بار نشست چـراغدار شهـیـدان کـربـلا زهراست دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن امیدوار که باشی، گـرهگشا زهراست اگر که کـوه غـم افـتاده روی شانۀ تو علاج کار تو یک یا علی! و یا زهراست! اگر چه کـشـتی پهـلـو گرفـته میمـاند تو را چه باک ز توفان که ناخدا زهراست مگو که راه رسیدن به عشق طولانیست چرا که فاصلهاش از حسین تا زهراست مراقبت کن از آن مضجع شریف، ای عشق به هوش باش که دار و ندار ما زهراست چنین غریب اگر در بقـیع پنهان است مسلّم است که گنجی گرانبها زهراست مـدیـنـه! گـوهـر ما آرمـیده در دل تـو گواه باش که گـنجـیـنۀ حـیا زهراست اگر در آتش کـین سوختهست خانۀ او تو دردمـنـد بـیا؛ خـانۀ شـفا زهـراست دلا سراغ مگـیـر از مـزار پـنـهـانـش نگـاه کن ز کجا تا به ناکجا زهراست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
بر جهـانِ تـشنه بـاران است نام فاطمه لهـجـۀ محزون قـرآن است نام فـاطـمه خطبههایش کرده جانِ بیتها را شعلهور در سکوت شهر، طوفان است نام فاطمه هر کجا که یـادِ مـظلـومـیّت مـولا شود سوی آن مجلس شتابان است نام فاطمه با وجود اینکه نورش کرده روشن روز را چون شب قدر است و پنهان است نام فاطمه رمز پیروزیست در گرداب اشک و خاک و خون ذکر سـربـند شـهـیدان است نـام فاطمه هر کجا دیدی مَلَک در حال رفت و آمد است در دل آن خانه مهـمان است نام فاطمه رو بگردان از افـاضات طـبیبِ مدّعی ای پریشانحال! درمان است نام فاطمه
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با حضرت زهرا سلاماللهعلیها
سلام مـادر بـاران؛ سلام عـطر نـسـیم سلام روضۀ رضوان؛ سلام خُلقِ عظیم کـرامـتـی و نـشـسـته به دامنِ تو کریم فـرشـتگـان مـقـرّب به خـانـۀ تو نـدیـم تو ریـسمان زمـین را به آسمان بستی بنای عـرش خدا را تو پـلکـان هـستی تو مـاورای بـهـشـتـی و کـوثـری بانو در آسـمـان هــدایـت مــنــوّری بــانــو تـو ذوالــفــقــارِ امــیــر دلاوری بـانـو بـه کـارزارِ ولا، از هـمه سـری بـانـو به صدقِ خـطبۀ طوفـانی فـدک؛ زهرا قسم که دستِ خدایی بدون شک؛ زهرا دلـیـل خـلـقـت عـالـم؛ اصـول ایـمـانی مـحـبت تـو شـده؛ ضـامـن مـسـلـمـانی بـروج و طارقی و انـشراح و فـرقانی تـو شــرحِ مـنــزلـتِ آیـههـای قــرآنـی نشان به آیۀ کوثر، به هل اتی و دخان که آیه آیۀ مـدحـت شـکـفـتـه در قـرآن منم هـمان که تو را نـور ماسـوی داند هـمـان که نـام تـو را دافـع الـبـلا دانـد مریض عشق فقـط، عـشق را شفا داند تو کیستی و که بودی؟! فـقـط خدا داند "بخوان دعای فرج را، دعا اثر دارد" مـگـر دعـای تـو تـأثـیـر تـازه بگـذارد کسی زِ نـسل شما انقـلاب خواهد کرد تمـام عـالـمـیان را مجـاب خواهد کرد دعای ما همه را مستجاب خواهد کرد ستـون کاخِ ستم را خراب خواهد کرد "ستارهای بدرخـشید و ماه مجلس شد" تمامِ دار و نـدارت، نصیبِ نرجس شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
بتول آن بضعۀ احمد به عصمت آیت سرمد نشان رحـمت ایزد چـراغ بـزم عرفانی به اِنعامش جهان مرهون به اکرامش همه مدیون ز اوج رتبتش مفتون نفوس عالی و دانی حریمش مهد علم دین سرایش مکتب تمکین کنیزان را کند تلقین بیانش حکم یزدانی کسی کاو را شده همدم به صدق عزم و مستحکم شده مشهور در عالم به علم و فضل انسانی کنیزش فضّه را بنگر چُنان والا چُنان برتر که میریزد ز لب گوهر به آئین سخندانی شنیدی آن حقیقت کاو سخن گفتی چو از هر سو نبودی گـفـتگوی او به جز آیـات قـرآنی شب است و در دل صحرا چه گوید مقصد آن والا ز سُبحانَ الَّذی اَسری نماید قصد پنهانی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها
خدا از خلقتت در عالَم هستی هدف دارد غبار پایتان بر کل این خلقت شرف دارد گرانسنگاند گوهرهای دامان عفافِ تو چه گوهرهای شهواری* خدا در این صدف دارد نسیـم گـلشن جـنّت خـبر آورده بر مریم که از عطر عفاف تو شمیمی هر طرف دارد به دست ساقی کوثر شود سیراب در محشر کسی که رشتهای از چادر مهرت به کف دارد از آن روزی که فریادت میان آسمان پیچید مدینه بر لبانش از خجالت وا اسف دارد یقین دارم که خاک تربتت ای گوهر هستی! ز قطره قطرۀ اشک علی دُرّ نجف دارد اگر غمنالههای «یا بُنَیَّ...» میزند مادر «حسینی بی سرافتاده» به روی خاکِ طف دارد «وفایی!» روز محشر فاطمه در محضر داور دلی پُر درد، از آن ظالمانِ ناخلف دارد *شهوار: به معنی شایسته و لایق
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها
فـاطـمه ای جـوهر و چکـیـدۀ خـلـقت فـاطـمـه ای تـابـنـاک اخـتـر عصمت فـاطـمـه ای مـظـهـر کـمال فـضـائـل فـاطـمـه ای مـخـزن ذخـایر حـکـمت فاطمه ای چـلـچـراغ مـحـفـل قـدسـی فـاطـمــه ای سـدرۀ بــهـشـت نــبـوّت فـاطـمه ای جلـوه بخش مهـبط تـنزیل فــاطـمـه ای پـرتـو سـرای رســالـت فـاطـمه ای مـصدر عـفـاف و تـقـدّس فــاطـمـه ای مـفـخـر عـوالـم خـلـقـت فـاطـمـه ای جاودانـه شـاهـد عـلــوی فـاطـمـه ای بـیکـرانـه بحـر کـرامت فـاطـمـه ای مـبـدأ نـصـوص حـقایـق فــاطـمـه ای مـطـلـع فــروغ امـامـت فاطمه ای بیمـثالِ محـض، به معـنی فـاطـمه ای آیت بـهـشت، به صورت فـاطـمـه ای شـاهـکـار عـالـم هـسـتی فــاطــمــه ای یــادگــار هــادی امّـت جــلّ الـخــالــق کـه آفــریــد زنـی را کــز اســدالـلـه او نــمــود حــمــایـت آه! ز بـیــداد ایـن سـپــهـر سـتـمـگــر داد! ز جـورِ جـهانِ پـسـتِ طـبـیـعـت اینهمه شان و جلال و آنهمه انـدوه آنهمه مجد و وقار و اینهمه محـنت مخـزن حکمت کجا و صدمۀ مسـمار آیــنــۀ حـق کـجــا و زنــگ کـدورت پستی گردون نگر که گشت ز جورش رنـجـه ز اهل مـجاز، اهـل حـقـیـقـت عابد از آن دوست یـاد کن که بـیانش داد تو را شور و حال عرض ارادت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با حضرت زهرا سلاماللهعلیها
تمام خلق را در سایۀ نام تو جا دادهست تویی کاملترین خیر کثیری که خدا دادهست به وصف خُلق و خویت کنیۀ اُمُّ الْهَنا دادهست دليل خلق دنيا را به دست مرتضی دادهست و ما ادراک ما حیدر و ما ادراک ما زهرا مَتىٰ ما تَلْقَ مَنْ تَهوىٰ، دَعِ الدُّنيا وَ اَهْمِلْها خدا غرق تماشا میشود راز و نيازت را شميم عرش دارد بوى عطر جانمازت را نصيب شيعيان كردی دعای چارهسازت را ندیده هیچکس در حجب و عفت همترازت را کـلیمیها ز نور چـادرت اسـلام آوردند پس از آن بر ولی اللهِ اعظم اقتدا کردند به چشمش دیده «اُمِّ اَیْمَن» اعجاز اجابت را همیشه بردن نامت روا کردهست حاجت را روایت گفته روزی میدهی بر ما شفاعت را قیامت میکند روزی جلال تو قیامت را تو را مادر صدا کردم برایم مادری کردی تمام عاشـقانت را حـسـینی بار آوردی تویی زهرای مشتقگشته از نور خداوندت به جنّت روشنی بخشیده زیبایی لبخندت برای اهل عالم نیست الگـویی همانندت به ما درس کرامت داده خیرات گلوبندت هزاران حاتم طایی فـدای وقـفهای تو گره وا میكـند از كار عـالَـم ربـناى تو
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با حضرت زهرا سلاماللهعلیها
مشگلگـشای عـالم و از عـالمی سری از جن و انس و حور و ملائک تو سرتری شرح فـضـائل تو نـگـنـجـد به ذهـن ما از کـل کـائـنـات جـهـان هـم فـراتـری هـسـتی یگـانـه دخـت نـبی یا مـکـرمه آخر رسول حضرت حق را تو مادری در ماسوا و خلقت و این چرخ روزگار تنها تویی که یـاور و هـمشأن حـیدری دادی تو پرورش حـسنین و عـقـیله را هم بـضعه الرسـولی و هم سرّ داوری بــالاتــر از مــقــام تــمــام رســالــتـی گـنـجـیـنـه مـعـارف ربـی و کـو ثــری ما را کسی به جز تو پـنـاهی نمیدهـد بر شیعیان فـقط تو شفـیعه به محشری فخرم همین بود که کـنم کل عمر خود در مجـلس عـزای حـسـین تو نوکـری
: امتیاز
|